بررسی استعداد ابتلا کارگران به سندروم تونل کارپال CTS ))
برگرفته ازمقاله تحقیقی ارائه شده توسط : سید ابوالفضل ذاکریان و رضا امیرنژاد
در چهارمین همایش سراسری بهداشت حرفه ای ایران – همدان 1383
چکیده :
امروزه بیماری های ناشی از کار به شکل برجسته تری در میان سایر بیماریها خود را نمایان ساخته است و بیماریهای اسکلتی عضلانی نیز در این میان از اهمیت بسزائی برخوردار میباشد از جمله شایعترین این بیماریها CTS یا سندروم تونل کارپال است .
در این مطالعه با اندازه گیری مچ دست کارگران و بدست آوردن نسبت آن و انجام آزمایشات EMG و استفاده از پرسشنامه های مناسب و برقراری ارتباط معنی داری بین آنها سعی شده راهی برای تشخیص بیماری در مراحل اولیه ارائه نمود تا از بروز آن که نهایتا باعث کاهش کارائی افراد میشود جلوگیری کرد.
مقدمه :
رشد روزافزون سیستم های تولیدی و مدرن و اختصاصی شدن مشاغل باعث بوجود آمدن مشکلات بهداشتی متعددی از جمله افزایش موارد ابتلا به انواع آسیبهای اسکلتی عضلانی .
در دسته بندی NIOSH از لحاظ فراوانی آسیبهای اسکلتی عضلانی در مقام دوم قرارگرفته اند . این نوع آسیبها انواع گوناگونی دارند که آسیبهای تجمعی از جمله سندروم تونل کارپال فراوان ترین آنهاست.
تونل کارپال در مچ دست ساختاری تونل مانند است که توسط 8 عدد استخوان کارپال محصور شده و راه انتقالی لیگمان کارپال از ساعد به دست میباشد.
تاندونهای 9 گانه که نقش خم کردن انگشتان را برعهده دارند و عصب میانی ( Median ( ازاین تونل عبور میکنند. این عصب از سومین یا چهارمین مهره گردنی و نخستین مهره پشتی مشتق میشود و عصب حسی سطح داخلی کف دست و انگشت شصت انگشتهای میانی و نشانه و قسمتی از انگشت انگشتری است.
در نتیجه تحریک و التهاب تاندونی در مچ دست این عصب تحت فشار قرار میگیرد و عمل حسی و حرکتی آن دچار اختلال میشود.
فشردگی عصب میان به علل مختلف از جمله شکسته شدن استخوان مچ – آرتریت روماتوئید و ابتلا به تومور استخوانی – تحریک تاندونی – ضخیم شدن بافت پیوندی – آکرومگالی بدلیل پرکاری تیروئید رخ میدهد ولی رایج ترین علل مربوط به انجام حرکات تکراری و تروماهای تجمعی شغلی میباشد.
علائم ابتلا به CTS :
CTS در مراحل اولیه با علائمی از جمله خارش – درد و بی حسی انگشت شصت – اشاره و میانی شناخته میشود و عمدتا در افرادی که به انجام حرکات تکراری در حرفه خود مشغولند رخ میدهد . در جوامع سنتی زنان قالیباف و جوامع پیشرفته زنان تایپیست بیش از هر گروه شغلی دیگری به این بیماری مبتلا میشوند
علائم تشخیصی CTS عبارتند از :
l بی حسی – درد – خارش در انگشت شصت اشاره وسطی معمولا در دست غالب . این علائم اکثرا شبها بروز میکند که گاهی در هنگام برخاستن از خواب در صبح هم وجود دارد.
l بروز علائم در زمان قرار دادن بازو در حالتی ثابت
l دشواری در حرکت انگشتان
l کاهش چنگش قوی مخصوصا هنگام فشار دادن بطری
l کاهش حس لامسه
l احساس کاذب ورم انگشتان درحالی که ورم خیلی کم است یا اصلا وجود ندارد
l تحلیل رفتن عضلات کف دست در ناحیه شصت در زمان پیشرفت بیماری
روشهای تشخیص:
با توجه به امکانات پزشکی امروزه روشهای عمومی و کلینیکی مختلفی برای تشخیص CTS وجود دارد از جمله :
Tinel's test:
در این روش با بستن مچ دست عصب Median بصورت آزمایشی تحت فشار قرار میگیرد که باعث خارش در یک یا همه انگشتان دست مبتلا به CTS میگردد.
Phalen's test :
در این آزمایش از بیمار خواسته میشود که دو دستش را در پشتش قرار بدهد و به مدت یک دقیقه مچ دستش را خم کند در این حالت افزایش خارش در انگشتان دست نشانه مثبت بودن CTS خواهد بود.
تست الکترومیوگرام EMG :
در این تست به آرنج یک تحریک الکتریکی داده میشود و برای تعیین عملکرد سنسورهای عصب میانی زمان انتقال پیام عصبی در مچ دست اندازه گیری میشود . اندازه گیری سرعت هدایت یا زمان هدایت بین دو نقطه روی عصب و نحوه عملکرد ماهیچه ها عامل بسیار خوبی در تشخیص بیماری سیستم عصبی است .
ارتعاش سنجی :
این آزمایش در تشخیص زود هنگام CTS خیلی کاربرد دارد . در این روش با استفاده از ارتعاش در محدوده 8 الی 500 هرتز و ارسال به مچ دست و سنجش ارتعاش در مچ دست بیماری را در مراحل اولیه تشخیص داد.
سنجش اندازه های مچ دست :
این روش روشی جدید در تشخیص میزان استعداد افراد در ابتلا به بیماری میباشد . در مطالعات مختلفی که انجام شده رابطه معنی داری بین اندازه های مچ دست افراد و بیماری CTS بدست آمده حتی در یک مورد مطالعه مشخص شده خیلی از مبتلایان مچ دست مربع شکل دارند.
نسبت مچ دست و شانس ابتلا به CTS :
یکی از فاکتورهای دخیل در بروز بیماریهای اسکلتی عضلانی وضعیت فیزیولوژیکی و خصوصیات فردی افراد است مثلا ثابت شده افراد قد بلند و لاغر مستعد بیماریهای ستون مهره ها هستند .
در این تحقیق نیز با توجه به ابعاد مچ دست نسبت مچ دست تعریف میشود که عبارت است از :
نسبت قطر کوچک مچ به قطر بزرگ مچ . این اقطار با استفاده از کولیس دیجیتال و با دقت فراوان محاسبه میگردد .
در مطالعه ای که توسط " رادکی " در 1994 انجام گرفته نسبت 7/0 میلیمتر به عنوان مبنای ابتلا به سندروم اعلام شده بدین معنا که افرادی با نسبت مچ بیش از 7/0 میلیمتر شانس بیشتری برای ابتلا به CTS در مقایسه با سایرین تحت شرایط کاری یکسان دارند.
روش کار :
دراین مطالعه در مرحله اول پس از اندازه گیری نسبت مچ دست افرادی را که در مرز بحرانی ( 7/0 میلیمتر و بیشتر ) قرار داشتند شناسایی و تفکیک شدند.
در گام بعدی با تهیه پرسشنامه علایم CTS در افراد شناسائی شد.
در مرحله سوم افرادی که دارای نسبت مچ بالاتری بودند برای تست نهایی و تکمیلی ( الکترومیوگرافی )به یک مرکز فیزیوتراپی ارجاع شدند .
یافته ها :
در نهایت از 186 نفر کارگر مورد مطالعه 18 نفر دارای نسبت مچ دست بالاتر از 7/0 میلیمتر بودند .
از این 18 نفر 4 نفر پس از انجام EMG و معاینه پزشک متخصص مبتلا به CTS بودند .
ازجنبه آماری با انجام آزمون دقیق فیشر بین اطلاعات بدست آمده در جدول زیر فرضیه ابتلا به CTS در افراد با نسبت مچ بالاتر از 7/0 میلیمتر تائید میگردد.
| نسبت مچ کمتر از 7.0 | نسبت مچ بیشتر از 7.0 | جمع |
مبتلا به CTS | 1 | 4 | 5 |
سالم | 167 | 14 | 181 |
جمع | 168 | 18 | 186 |
بحث و نتیجه گیری :
با استفاده از نتایج حاصل از این مطالعه میتوان راهکارهایی بمنظور پیشگیری از ابتلا به CTS در شاغلین با وظایف تکراری مچ دست نظیر مونتاژکاران ارائه داد همچنین در معاینات دوره ای و قبل از استخدام در مشاغلی که ریسک CTS در آنها بالاست به پارامتر نسبت مچ دست توجه بیشتری معطوف داشت .